مرتضى راوندى

407

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كوچ دادن ارامنه و آلام اين مهاجرت استاد نصر اللّه فلسفى دربارهء اين تبعيد بزرگ چنين مىنويسد : پس از آنكه شاه عباس از حركت سربازان عثمانى به خاك ايران و ارمنستان باخبر گرديد ، تصميم گرفت شهرهاى آباد ارمنستان را ويران كند و از غلات و آذوقه چيزى باقى نگذارد و تمام مردم آن نواحى را به خاك ايران كوچ دهد تا فقدان وسايل زندگى مانع پيشرفت تركان شود ، ولى اين كار مصائب و مشكلات فراوانى براى ارامنه پديد آورد . جمع كثيرى از ارامنه حاضر به ترك خاك وطن نبودند « . . . سربازان با شمشيرهاى كشيده به دهكده‌ها مىرفتند و به‌وسيلهء كدخدايان ، مردم را مجبور مىكردند كه با زن و فرزندان خود ، در سرماى زمستان ، بدون آذوقهء كافى ، خاك وطن را ترك گويند . » « 325 » شرح اين ماجراى اسفناك را به تفصيل ضمن بحث در پيرامون اقليتهاى مذهبى در ايران بيان مىكنيم تا خوانندگان بدانند كه در دورهء قرون وسطا چگونه حيات مردم دستخوش تمايلات و مصالح سياسى شهرياران مستبد وقت بود . شاه عباس يك لشكركشى خونين تنبيهى به گرجستان شرقى ( كارتلى و كاختى ) به عمل آورد و تنها از كاختى قريب يكصد هزار نفر را اخراج و به ايران اعزام داشت . پس از آنكه لشكريان شاه در گرجستان شرقى ، قيام خلق را ، كه در تحت قيادت « گئوركى ساآكادزه » يا بقول اسكندر بيگ ، موراوى خان ( در 1033 ه . ) وقوع يافت ، فرونشاندند ، بار ديگر تبعيد دسته‌جمعى مردم آن سامان تجديد شد در سال 1028 ه . پنجاه هزار نفر از آذربايجان و ارمنستان تبعيد شدند . سنگتراشان و بنايان براى كارهاى ساختمانى به اصفهان گسيل گشتند و كشاورزان را به مازندران « بهشت‌آيين » اعزام داشتند و مهاجران مزبور در اين نواحى هزارهزار از قحطى و مالاريا و هواى مرطوب گرمسيرى ، كه بدان خو نگرفته بودند ، جان مىسپردند . در عهد شاه عباس فعاليتهاى ساختمانى در بعضى نقاط فوق العاده پردامنه بود ؛ اصفهان پايتخت كشور را شاه عباس در واقع تجديد بنا نمود و در اواسط قرن يازدهم به شهر بزرگى كه 38 كيلومتر محيط آن بود و 600 هزار جمعيت داشت مبدل كرد ( اصفهان در پايان قرن 16 م . فقط 80 هزار نفوس داشت ) مجموعه‌اى از ابنيه ، كه نمونهء هنر و معمارى عالى بود ، در گرداگرد ميدان شاه اصفهان ، كه بيش از 500 متر طول و زمينى براى چوگان داشت ، احداث شده بود : در سمت جنوب مسجد شاه كه با كاشيكارى رنگى زيبا مزين شده بود و يكى از درخشانترين نمونه‌هاى معمارى ايران است و در سمت جنوب غربى آن ميدان ، كاخ شاهى يا عالىقاپوى پرشكوه و عمارت چهل‌ستون و نقاشيهايى كه بر ديوارهاى آن شده بود و پاركهاى چهارباغ و هشت‌بهشت قرار داشت . بر زنده‌رود ، پل زيباى اللّه وردى خان احداث شده بود كه شهر را به حومهء جلفاى نو مربوط مىساخت . شاه براى خود

--> ( 325 ) . سفرنامهء آنتونيو دوگوه‌آ ( به نقل از : زندگانى شاه عباس اول ، ج 3 ، ص 202 ) .